كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

776

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

قُلْ بگو اى محمد لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مر مردان گرويده را كه فراگيرند و بپوشند مِنْ أَبْصارِهِمْ ديده‌هاى خود از ديدن نامحرم كه نظر سبب فتنه است و در ذخيرة الملوك آورده كه تيزروترين پيكى شيطان را در وجود انسان چشم است زيرا كه حواس ديگر در مساكن خود ساكنند و تا چيزى بديشان نمىرسد باستدراك آن مشغول نمىتواند شد اما ديده حاسّه‌ايست كه از دور نزديك ابتلا و آثام را صيد مىكند نظم اين همه آفت كه به تن مىرسد * از نظر توبه‌شكن مىرسد ديده فروپوش چو در در صدف * تا نشوى تير بلا را هدف در نفخات از شبلى قدس سره نقل مىكند كه بگو تا بپوشيد ديده سر را از محارم و ديده دل را از ما سوى اللّه وَ يَحْفَظُوا و نگاه دارند فُرُوجَهُمْ فرجهاى خود را از حرام يا پوشند عورات خود را از سرّة تا تحت ركبه ذلِكَ آن پوشيدن چشم و محافظت فرج أَزْكى پاكيزه‌تر است و سودمندتر لَهُمْ ايشان را در دنيا و آخرت إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ به درستى كه خداى تعالى داناست بِما يَصْنَعُونَ به‌آنچه مىكنند از نظر بحلال و حرام و استعمال جوارح در طاعات و آثام وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ و بگو مر زنان گرويده را كه از روى عفت يَغْضُضْنَ بپوشند مِنْ أَبْصارِهِنَّ ديده‌هاى خود را و ننگرند به مردمان نامحرم وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ و نگاه دارند فرجهاى خود را از زنا . . . وَ لا يُبْدِينَ و ظاهر نسازند زِينَتَهُنَّ آرائش خود را از پيرايها ، و جامها و رنگها و جز آن إِلَّا ما ظَهَرَ مگر آنچه ظاهر شود مِنْها از وقت ساختن كارها چون خاتم و اطراف ثياب و كحل در عين و خضاب در كف و گفته‌اند مراد از زينت مواضع آنست پس مستثنى وجه باشد و كفّين وَ لْيَضْرِبْنَ و بايد كه فروگذارند بِخُمُرِهِنَّ مقنعهاى خود را عَلى جُيُوبِهِنَّ بر گريبانهاى خويش يعنى گردن خود را به مقنعه بپوشند تا موى و بناگوش و گردن و سينهاى ايشان پوشيده ماند وَ لا يُبْدِينَ و آشكارا نه‌كنند زِينَتَهُنَّ مواضع زينت خود را چون سر و ساعد و سينه و ساق كه موضع تاج و دستوانه و گردن‌بند و خلخال است إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ مگر براى شوهران خويش كه تزئين براى ايشان است أَوْ آبائِهِنَّ يا پدران خويش و پدر پدر حكم پدر دارد أَوْ آباءِ بُعُولَتِهِنَّ يا پدران شوهران خويش كه ايشان در حكم پدرانند مر زن را أَوْ أَبْنائِهِنَّ يا پسران خويش و پسران پسر هر چند كه باشند درين داخل‌اند أَوْ أَبْناءِ بُعُولَتِهِنَّ يا پسران شوهران خود چه ايشان در حكم پسرانند مر زنان را أَوْ إِخْوانِهِنَّ يا برادران خويش أَوْ بَنِي إِخْوانِهِنَّ يا پسران برادران خود كه حكم برادران دارند أَوْ بَنِي أَخَواتِهِنَّ يا پسران خواهران خود و اين‌ها جماعتىاند كه نكاح زن با ايشان روا نيست و در محارم رضاعى نيز همين حكم ثابت است و ذكر اعمام و اخوال نكرد زيرا كه ايشان در حكم اخوانند و در انوار فرموده كه احوط آن است كه مواضع زينت بعم و خال ظاهر نكند كه شايد ايشان نزديك پسران خود تعريف كنند و موجب فتنه گردد أَوْ نِسائِهِنَّ يا براى زنان اهل دين خويش مواضع زينت به مؤمنات نمايند در تبيان آورده كه يهوديه و نصرانيه و مجوسيه و وثنيه حكم مردان بيگانه دارند و مسلمه را اظهار زينت ؟ ؟ ؟ ايشان روا نيست زيرا كه حكم دين ميان اهل اسلام و كفر رسم آشنائى برانداخته و عفائف را نيز از ملاقات فواسق اجتناب مىبايد نمود و بعضى برانند كه مراد همه زنانند و از ايشان پرهيز نبايد كرد أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ يا آنچه مالك شده است آن را دستهاى ايشان يعنى نه‌پرهيزند زنان از آنان كه در ملك يمين باشند از كنيزكان خواه مؤمنه و خواه كافره و به‌آنكه ايشان در نساء داخل‌اند اينجا ذكر كرد تا معلوم شود كه از امه غير مسلمه احتراز لازم نيست و گويند مراد همه بندگان زن‌اند از اماء و عبيد و قولى آنست كه اگر غلام عفيف باشد نظر او بزن شايد و الا فلا و در احقاف آورده كه ابن المسيب فرموده است كه مغرور نگرداند شما را الفاظ او ما ملكت ايمانهن كه آن در باب اماست نه عبيد چه غالب آن است كه نساء بيع اما كنند نه عبيد و عبد زن حكم مرد اجنبى دارد جائز نيست كه نظر او به موئى مولاة و نه موضعى از مواضع زينت وى افتد أَوِ التَّابِعِينَ يا پى روندگان .